تبلیغات
دوست یابی مجازی

عشق ، عشق تا قیامت


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-06:19 ب.ظ

درخواست از شما .... پیشنهاد از ما

برای عضو شدن در سایت عكس خودتونو به ایمیلمون بفرستید تا بزاریم تو سایت.....    مدیریت سایت
1- moosa_iq@yahoo.com
2-shan_bazor@yahoo.com
3- 09366766635
4- 09392371791



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-07:25 ب.ظ

دوستیابی

1- محمد 19 ساله ..... 09375544471
2- خسته 16 ساله .... 09367853617
3- ایمان 17 ساله .....   09393586992
4- هانیه 17 ساله ....  09117981725
5- شیما 16 ساله ....  09387466402




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-07:24 ب.ظ

عشق بی پایان

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسری شد. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، او از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.

در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.

در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.

روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که آن پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.

دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه آن پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.

دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهری که آن پسر اقامت داشت کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد! در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.

زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت... پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.

زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟

پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.

مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.

پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟

کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود:



معنای خوشبختی این است که دردنیا کسی هست که بی اعتنابه نتیجه،دوستت دارد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-07:22 ب.ظ

خصوصیات دختران سوسول نواندیشان هشتپر

1- همه خوشگل !!!!! یه چی میگم یه چی میشنوی
2- همه خوش تیپ !!!!! در حد گالش های کوه های تالش
3- همه bf  دارن !!!!!!!  آره جونه عمشون
4- هرکی یه خاطر خواه داره !!!!!! انگار دیگه قحطی اومده
5- چه کلاسی میزارن واسه ما خوشگلا !!!!!! آخه از دماغ فیل افتادن
6- اکثرا آمار می دن ولی دوس نمی شن !!!!!!   خوب شاید کرم دارن
7- به خیال خودشون خیلی تاپن !!!!!! فعلاکه تو نظرسنجی منیر اوله
8-آها یه چیزه دیگه اگه تو فاصله 1متریشون بمونی دماغشون تو چشته !!!!!!! یا علی اینا اژدهان

یک توصیه : پسران خوشگل و خوشتیپ هشپری تا می تونید از نواندیشان و آدماش فاصله بگیرید ، اینجوری بهتره ((((موسی  و فواد))))



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-06:51 ب.ظ

راههای مخ زدن مخصوص دخترا

خیلی ها میگن كه ما از یه پسر خوشمون اومده كه تو دانشگاهمونه آیدیش رو هم داریم و میخوایم از طریق چت رابطمون رو شروع كنیم چون اگه بخوایم بصورت حضوری و آشنا با طرف صحبت كنیم ممكنه یا ضایع شیم یا طرف تحویلمون نگیره.
خب اولین اشتباهی كه معمولا همه میكنن اینه كه سریع خودشونو معرفی میكنن. این بزرگترین اشتباهه. ببینید تو این كار هدف اینه كه مخ طرف زده بشه. اینم بگم كه در خیلی موارد ممكنه شما برای طرف آنچنان جذابیتی نداشته باشید. یا اینكه طرف خیلی مغرور باشه. بنابراین باید یه مدت ناشناس باقی بمونید. خب حالا تو این مدت تا میتونید باید بطور غیر محسوس از طرف آمارشو بگیرید و نقطه ضعف هاش رو پیدا كنید و اینكه ازش امتیاز بگیرید. مثلا باید طوری خودتون رو نشون بدید كه بعضی از رازهاش رو بهتون بگه. خب برای اینكه بهتون اعتماد كنند مهمترین قدم اینه كه زیاد خودتون رو كنجكاو نشون ندید. زیاد سوال نكنید. حرفای مفت نزنید. اینو من تجربه كردم. راجع به سیاست باهاش صحبت كنید. از فلسفه باهاش صحبت كنید. البته خب باید یكم واسه اینكارا مطالعتون رو زیاد كنید. ببینید باید خیلی با سواد باشید. منظورم سواد دانشگاهی نیست. منظورم اینه كه باید اطلاعات عمومیتون بالا باشه. نكته دیگه اینكه دقیقا سعی كنید مثل پسرا باشید. مودب و با كلاس باشید ولی به هیچ وجه افه نذارید. رك باشید و صریح جواب بدید. نكته دیگه اینكه سعی كنید خاكی باشید. مثلا اگه از وضعیت مالیتون پرسیدند حتی اگه پولدار هم هستید باز بگید وضعمون خوبه ولی آنچنان هم پولدار نیستیم.
مهمترین نكته اینكه بعد از یه مدت یكی دو تا راز ساختگیتون رو بهش بگید و این رو هم خاطر نشان كنید كه چون بهت اعتماد دارم اینو فقط به تو میگم. باز یه نكته مهم دیگه این كه از همون اول یه برنامه ای پیاده كنید كه به هیچ وجه ازتون نخواد كه یه قرار با هم بذارید. مثلا از بی جنبه بودن پسرا و اینكه همش دنبال سكس هستند باهاش صحبت كنید و این رو هم بگید كه من واسه این از تو خوشم اومده كه آدم با جنبه ای هستی. نكته بعدی اینكه به طرف نگید كه شما رو دیده ولی خودتون رو معرفی نمیكنید. چون در این صورت ممكنه تصورش بره طرف یكی دیگه كه یا از شما بهتره و یا بد تر. در هر دو صورت این كار نتیجه خوبی نداره. ازش در مورد پسرا بگید. در مورد دوست پسر قبلیتون باهاش صحبت كنید كه چطوری بهتون خیانت كرد و اینكه چقدر اولش ناراحت شدید اما بعدا فهمیدید كه اونقدر هم اهمیت نداشته.
خب اگه این كارا رو بكنید طرف یواش یواش خودشو لو میده. مثلا ممكنه شروع كنه از دوست دختر های قبلیش واستون بگه. از خاطراتش بگه. از شكستش در اولین عشقش. حالا اینجا جاییكه باید كاری كنید كه شكار فكر كنه كه دقیقا دركش میكنید. مثلا یه جوری حرفای خودش رو با یه لحن و كلمات دیگه به خوردش بدید. من اینو زیاد تجربه كردم. خیلی ذوق میكنند وقتی میبینند آآآآآآآآآآ این دختره چقدر مثل من فكر میكنه. خاطراتی مشابه با خاطرات خودش واسش تعریف كنید. چیزی كه هست اینه كه توی این مدت به هیچ وجه نباید توی دانشگاه سوتی بدید. اصلا سعی كنید نامرئی باشید. وقتایی كه از كنارش رد میشید خیلی با شخصیت باشید و اصلا سرتون رو پایین بندازید. با دوستاتون آروم و یواش صحبت كنید. خنده رو فراموش كنید. فقط لبخند بزنید.
خلاصه این كه باید تمام زیر و بم زندگی طرف رو در بیارید. كوچكترین مسائلش رو نباید از خاطر ببرید. یه روزی بدرد میخوره. خب حالا با این همه اطلاعاتی كه از طرف دارید و با این همه چیزهایی كه راز بودند و واستون تعریف كرده اگه بخواد هم نمیتونه باهاتون دوست نشه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :موسی و فواد
تاریخ:شنبه 7 آبان 1390-06:48 ب.ظ

راههای مخ زدن مخصوص پسرا

برای مخ زنی یه دختر باید به چه نکاتی توجه کرد:

1. هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجه چون: بر عکس ما پسرا هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم استدعا دارم یکی بیاد mind من رو بزنه!


2. وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه iq ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.( الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟ باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموت … شه؟!؟!؟! )


3. تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل: الف:این روش قدیمی شده


ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!


بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا دختر دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید


4. مهمترین اصل در زدن mind یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید اگه توو ماشین هستید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!


5. خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما می مونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا افراد اهل فن راه حلی واسش پیدا نکردن ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به شما!


6. هیچ وقت وقتی که یه ماشین دیدید که دختر تووش هست و شما هم سوار ماشین پیکان قراضه سبز رنگ هستید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا… چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از دِه اومده!


7. یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!


8. سعی کنید وقتی یه ماشین دیدید که تووش دو تا دختر نشستن صدای ضبط ماشینتونو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه سوژه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن، کارشون حساب و کتاب نداره…


——————————————-


خوب در مورد خانمهایی که این مطلب رو خوندن در صورت بروز هر گونه آتش گرفتگی , داغ شدن سر , احساس حالت امفجار و امراضی از این نوع حتما خودشون رو به چشم پزشک نشون بدن چون من در بالا نوشته بودم این مطلب مخصوص آقا پسرهاست.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()